پل نويا ( مترجم : اسماعيل سعادت )

230

تفسير قرآنى و زبان عرفانى ( فارسى )

شرايط آن انديشيده است تا گفتارش نيز به درستى رفتارش باشد . اين خدمت را مسلمان جز بر اساس قواعد مقرّر شريعت قرآنى نمىتواند به جاى آورد و به همين سبب است كه تفكّر دربارهء خدمت در عين حال « بيان شريعت » ، يعنى تحليل عميق و تفسير جديدى از كلام الهى نيز مىشود . خرّاز مىگويد كه اين بيان شريعت « در زبان اهل حكمت » ( لسان اهل المعرفة ) صورت مىگيرد ؛ مقصود او از اين سخن اين است كه توضيح كلمات ، يعنى روشن كردن مسائلى كه عمل به شرع براى وجدان حكيم پيش مىآورد ، در پرتو تجربهء عرفانى كه حكمت عبارت از آن است و نيز به زبان اين تجربه ميّسر است . به همين سبب است كه ، اگر كلمات عبارت از مسائلى است ، تعريفها چيزى جز پاسخهاى تجربه يا تحليل عميقى كه تجربه در زبان شريعت به عمل مىآورد نيست . به سخن ديگر ، هر كلمه‌اى در اينجا مترادف با « حال » ى روحانى است « 96 » ، و تعريف آن ، در حقيقت ، انتقال آن از قلمرو ظاهر شريعت به قلمرو تجربه است ، به قسمى كه بيان آن در عين حال تبدّل آن نيز هست . پرسشى كه خرّاز دربارهء هر كلمه‌اى از خود مىكند پرسش دربارهء « ذاتيّة » آن كلمه است ؛ او نه دربارهء معنى مادّى كلمه ، بلكه دربارهء ذات يا خصلت خاصّ موقعيت روحانيى كه اين كلمه به آن اشاره دارد از خود سؤال مىكند . بنابراين ، رسالهء او رساله دربارهء اصطلاحات عرفان اسلامى نيست ، بلكه تحليلى از عناصرى است كه تجربه از آنها تشكيل مىشود ، از طريق كلماتى كه نماد اين عناصرند . به حكم اين مقدّمات ، طرح او بسيار متفاوت با طرح نويسندگان رسالات صوفيانه‌اى است كه آنها هم تعاريف اصطلاحات صوفيه است . نويسندگان اين گونه رسالات اصطلاحات خاصّ تصوّف ، يعنى الفاظى را كه فهم آنها براى ناآشنايان دشوار است انتخاب مىكنند و مىكوشند تا آنها را قابل فهم كنند . خرّاز ، به عكس ، عين كلمات شريعت را مىگيرد ، نه براى آنكه آنها را توضيح دهد بلكه براى گفتن اين معنى كه اين كلمات در انتقال به واژگان تجربه چه معنايى به خود گرفته‌اند . از اين جهت ، اصطلاحات او تفاوتى نيز با كتاب معرفة الاسرار دارد كه در آن معاصر او ، حكيم ترمذى ، نيز تعدادى از الفاظ واژگان عرفانى را تعريف مىكند . « 97 » ما پس از اين ، از اين كتاب براى تكميل و غنىتر كردن تعاريف خرّاز استفاده خواهيم كرد ، ولى البته كلمات اندكى مشترك ميان اين دو واژه‌نامه است ، زيرا هدف ترمذى همان است كه معمولا مورد نظر رسالات

--> ( 96 ) . خرّاز در نتيجه‌گيرى خود از « خصال اصول البرّ » يعنى خصلتهاى اساسى نيكو كردارى سخن مىگويد . ( 97 ) . نسخهء خطى منحصر به فردى كه در همان مجموعه‌اى محفوظ است كه شامل آثار خرّاز است ، قسطمونى ، 2713 ، برگ 133 ب - 164 ب و 209 الف . اين اثر در صحافى به دو قسمت شده است .